( دارم دق می کنم .تحمل ندارم .دیگه خسته شدم . دارم کم میارم .)
این روزا اصلا حالم خوب نیست . دارم با جون کندن این روزای سخت رو پشت سر می زارم . دلم خیلی گرفته دوست دارم به اندازه ی تمام ابرهای آسمون گریه کنم . این دنیای مجازی رو دوست دارم . می تونم وقتی دلم پره ؛ خودم رو خالی کنم . آدم درد دلش رو نباید به هیچ آشنایی بگه ؛ چون اگه اون آشنا دوستت باشه و خاطر تو بخواد با ناراحتی تو می شکنه خورد میشه از بین می ره و اگه دشمنت باشه خوشحال میشه ؛ و لذت می بره . شادی می کنه . پس غم و غصه تو باید تو دلت بریزی ؛ باید قورتش بدی ؛ باید خفه بشی و دم نزنی . خدا خودت بگو مگه یه آدم چقدر تحمل داره ؛ چقدر ظرفیت داره ؛ خدا یادت رفته منم آدمم . دیگه تحمل ندارم . آرزو دارم یا جونم رو بگیری و خلاصم کنی یا هوش وهواسم رو بگیری که دیگه از اتفاق های روزگار چیزی نفهمم . خدایا دلم می خواست بعد از داغی که تو دلم گذاشتی دیگه دردی رو دلم نزاری ولی نمی دونم خدا یا چرا ؟ چرا با من این کار رو می کنی ؟ چرا ؟بسم نیست ؟ خدایا غم باد گرفتم از بس که غمم رو فرو دادم .
آروم باش گلی
باشه عزیزم
ممنون
نبینمت غمتو دشمنت نیستم که ازغمهات شادبشم دوستت دارم قول میدم نشکنم فقط حرفاتو میشنوم که آروم بشی دلم میگیره میبینم خواهرم اینجوری داغونه نکن باخودت این کارارو
مرسی عزیزم ؛ خدا از خواهری کمت نکنه ؛ حالم از این روز و روز گار بهم می خوره ؛ چند وقت دیگه خوب میشم
همش تقصیر منه؟!
:(((((((((((((((((((
نه عزیزم دلم ؛ تقصیر زمونه
این روزگار نامرد ؛ همه و همه دست به دست هم دادن تا حال من رو بگیرن :